شعار سال 96-1
 
  
پنجشنبه 27 مهر 1396   21:45:30
گزارش ها
12:081395/12/16 دوشنبه
مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران:
اقتصاد ما مبتنی بر گاز است نه متکی به گاز!

ساده و صمیمی پاسخ می‌دهد. آن‌چنان که باور نمی‌کنی معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران است که روبرویت نشسته و به رغم کار و مشغله زیاد، با خوشرویی، پاسخ‌هایی درخور می‌دهد.
از پروژه گازی زاهدان که با عشق و علاقه از آن به عنوان پروژه‌ای ملی یاد می‌کند تا صادرات به عراق، موانع و چالش‌های پیش روی پروژه‌های گازی و مرتفع ساختن آنها به همت والای غیورمردان گازی و ... از همه چیز سخن می‌گوید تا باور قلبی خود را که گاز، این انرژی پاک، موهبتی الهی است و باید مصرف بهینه آن را به خوبی مدیریت کنیم تا نسل‌های آتی نیز از آن بی‌بهره نمانند، به سینه سپید کاغذ بسپارد تا آیندگان نیز بدانند، آنچه را باید بدانند!
در فرصتی کوتاه، دیداری صمیمی با مهندس حمیدرضا عراقی، معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران دست داد تا در گپ‌وگفتی دوستانه، بسیاری از ناگفته‌ها را به قلم جان بسپاریم.
                              **************************************** 
آقای مهندس! به عنوان نخستین پرسش، مسلماً با این که بارها و بارها از زبان خودتان توضیح داده شده، به سراغ بزرگ‌ترین پروژه گازی و گازرسانی به آخرین مرکز  استان محروم از گاز می‌رویم. چطور شد که تصمیم گرفتید این استان بدون گاز کشور را گازدار کنید؟
به طور کلی استان سیستان و بلوچستان در گذشته، به دلیل فاصله زیاد این استان از مراکز تولید گاز، نداشتن خطوط انتقال گاز و شرایط دشوار جغرافیایی و هزینه بسیار بالا، گازرسانی نشده و تنها به ایرانشهر گاز رسیده بود. حتی در دولت قبل هم بحث این بود که این کار از طریق فاینانس انجام شود که با شرکتی مذاکرات انجام و مقدار کمی هم مسیرسازی انجام شد.
با همین استدلال کمی از شبکه تغذیه و توزیع داخل شهرهای زاهدان و زابل (حدود ۱۴۰ کیلومتر) نیز انجام شد ولی بقیه کار همچنان باقی ماند.
زمانی که ما مسئولیت را در دولت بر عهده گرفتیم، با شرکت فاینانس‌کننده وارد مذاکره شدیم که چنانچه توان انجام کار را ندارند، کنار بروند و آنها هم دوستانه این کار را کردند.
پس از آن بود که برای تامین مالی سراغ بحث بند «ق» تبصره ۲ بودجه رفتیم که سال ۹۳ مطرح شد و چنین استدلال کردیم که از محل صرفه‌جویی نیروگاه‌های ایرانشهر، زاهدان، چابهار، بعدها پول آن را دربیاوریم. ولی این کار نیز نیاز به  سرمایه‌گذار داشت. چون پول زیادی می‌خواست که ما آن توان را نداشتیم.
قصد ما از گرفتن سرمایه‌گذار این بود که ابتدا به ساکن، شهر زاهدان گازرسانی شود و پس از آن، از طریق فروش سوخت میان‌تقطیری که به نیروگاه می‌دادیم و الآن دیگر نمی‌دهیم، هم پول سرمایه‌گذار برمی‌گشت و هم کم‌کم به زابل، چابهار و ... با پول خود پروژه، گازرسانی ادامه می‌یافت...
ایرانشهر چطور؟ آن را هم از طریق منابع خودتان انجام دادید؟
بله! همه آن را. همان‌طور که می‌دانید ایرانشهر روی خط هفتم بود. آگهی فراخوان و تهیه تیپ قرارداد مشخص دادیم، چون در ایران از این نوع قراردادها نداریم. الآن برای IPC هم دوسال است که داریم بحث می‌کنیم و هنوز صد در صد هم آماده نشده است!
ما باید تیپ را تهیه می‌کردیم، فراخوان می‌زدیم، پیمانکار می‌گرفتیم و همه این‌ها هم حرف و حدیث‌های زیادی داشت. ولی همه این کارها به رغم چالش‌های موجود بر سر راه آن، انجام شد. بهترین پیمانکاران و سرمایه‌گذاران ایران هم انتخاب شدند، اما زمان ورود به بحث با این که ما اینقدر عجله داشتیم و از طرف ریاست‌جمهوری قول داده شده بود، متوجه شدیم که با این اگرها و ... سرمایه‌گذار، این کار تا سه سال دیگر هم شدنی نیست!
بنابراین با این سرمایه‌گذار هم همان تئوری اولی را پیاده کردیم، یعنی گفتیم اگر واقعاً نمی‌توانید با هم کنار بیاییم، هم وقت تلف نشود هم ضمانت‌نامه شما بیخود درگیر این کار نشود که آنها هم پذیرفتند.
حال ما ماندیم با کاری بس عظیم و بدون پول!
اینجا بود که دیدیم باید شرکت ملی گاز ایران با رویکرد مسئولیت های اجتماعی و از جنبه های رفاه، آرامش و آسایش مردم، تولید و توانمند سازی و همچنین ایجاد فرصت های شغلی، این پروژه را خود به دست گرفته و به سرانجام برساند. چون هم استان سردسیر است و هم این که ۵ الی ۶ سال است که ما به این‌ها گفته‌ایم به زودی گازدار می‌شوید. من معتقدم که به هیچ قیمتی نباید اجازه دهید که اعتماد مردم نسبت به شما سلب شود.
فکر می‌کنم اینجا بحث مدیریتی و در واقع، مدیریت چنین برنامه‌هایی پیش می‌آید که ....
دقیقاً. چون یکی از ویژگی‌های مدیریتی این است که منابع به جایی برود که ضرورت دارد. برای همین به آن سمت حرکت کردیم.
تلاش کردیم تا به قولی که دادیم، عمل کنیم. فرآیند کار بسیار پیچیده و مشکلات زیاد بود. تأمین ورق، لوله، پوشش و ..... حتی برای حمل لوله‌ها به اندازه کافی، کامیون در کشور نبود. برخی اوقات حدود 200 تریلی لازم داشتیم، پیمانکار، جوشکار و ماشین‌آلات سنگین باید آورده می‌شد. در هر صورت به عنوان یک هدف اصلی که باید تا پایان سال تمام شود، آن را در نظر گرفتیم. همه این مراحل را طی کردیم، پول به اندازه کافی تخصیص دادیم و موانع هم خوب رفع شد. با تمام
این تلاش‌ها، زمانی که کمیسیون انرژی مجلس برای بازدید رفته بود، باز هم بعید می‌دانست که این خط لوله تا خرداد سال آینده به بهره‌برداری برسد. یعنی آنها تصور می‌کردند برنامه زمان‌بندی، خرداد 96 است! چون سختی کار بسیار زیاد بود.
اما پس از انجام یک‌سری کارها، برنامه زمان‌بندی را برای اسفند امسال گذاشتیم. چون آقای روحانی قول داده این کار در این زمان به انجام برسد و ما هم به آقای رییس‌جمهوری این قول را در جشن پنجاه سالگی گاز دادیم که تا اسفند این کار عملی شود.
آقای مهندس! آیا ۴ شهری که در مسیر قرار دارند هم همین اسفندماه و با همین پروژه گازرسانی خواهند شد؟
خیر. در پروژه‌های بعدی قرار می‌گیرند. این که می‌گویند کل زاهدان گازدار می‌شود، دو تعریف دارد: مثلاً اصفهان هم از قبل از انقلاب گازدار بود ولی ما بعد از انقلاب، ۱۰ سال کار کردیم تا کل اصفهان گازدار شد. البته زاهدان به لحاظ حجم و ترافیک و ... به اصفهان نمی‌رسد. ما در حال حاضر، برای ۱۴۰ کیلومتر شبکه‌ای که در زاهدان است، پیمانکار انشعاب گرفتیم و پیمانکار انشعاب را زمانی می‌گیرند که شبکه تزریق گاز شود، چون شبکه تزریق گاز نشود که نمی‌توان علمک روی آن زد.
ضمن آن که این شبکه‌ها باید ۱۰۰ کیلومتر، ۱۰۰ کیلومتر انجام شود در غیر این صورت، کل شهر به هم می‌ریزد.
در این پروژه، ساخت تجهیزات از خارج هم داشتید یا همه بومی‌سازی بوده است؟
کلاً گازرسانی به شهرها، یعنی شبکه توزیع، همه‌اش ایرانی است. بیش از ۹۰ درصد خطوط انتقال هم، ایرانی است. برخی تجهیزات ممکن است از خارج وارد شود که بنا به دلایلی در داخل کشور، یا تولید به اندازه کافی نیست، یا این که به هرصورت، شرایط خاص پیش می‌آید، مثل این که دانش فنی و یا تکنولوژی ساخت آن را در داخل ندارند.
به عبارت دیگر، ورق این‌ها از خارج آمده ولی ساخت لوله، پوشش و ایستگاه‌های بین راهی، اکثراً ایرانی است.
گفته شده که این پروژه به لحاظ سرمایه‌گذاری، حجم لوله‌گذاری و اهمیت جغرافیایی، از مهم‌ترین پروژه‌ها در زمینه گازرسانی است. آیا تأیید می‌کنید؟
در این حد و سطح را نمی‌دانم. ولی به هرحال، این پروژه، جزو بزرگ‌ترین و عظیم‌ترین پروژه‌های شرکت ملی گاز در امر گازرسانی است.
با مصوبه شورای اقتصادی که ما داریم، یعنی چیزی حدود ۶/۱ میلیارد دلار برای ۸۰۰ کیلومتر لوله‌گذاری، یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری‌ها در کشور محسوب می‌شود.
این پروژه چقدر در محرومیت‌زدایی این منطقه نقش داشت ؟
به طور کلی، اگر بخواهیم در خصوص استان سیستان و بلوچستان بگوییم، سیاست دولت را دوجور باید تعریف کرد: یکی جنبه رفاه، آرامش و آسایش برای مردم، یکی هم جنبه تولید و توانمندسازی برای مردم. از این دو زاویه باید به قضیه نگاه کرد.
ما برای سیستان و بلوچستان، با امکانات موجود، تکنولوژی ایجاد کار، شغل و صنعت به وجود آوردیم. سیاست دولت بر این است که منطقه چابهار، با وجود پتروشیمی مکران و سایر پتروشیمی‌ها، فولاد، نیروگاه‌ها و ...، کلاً به یک منطقه بزرگ صنعتی کشوری تبدیل شود، به ویژه که چون این منطقه کنار آب هست، توجیه اقتصادی هم در این زمینه دارد.
حتی برای کشورهای منطقه هم بسیار مهم است که بتوانند در چابهار سرمایه‌گذاری کنند، لنگرگاه، کشتی، فرودگاه و ... به این ترتیب، چابهار جای بسیار خوب، عظیم و قابل قبولی خواهد شد و تمام این‌ها بدون گاز بی‌معنی است.
شما چگونه می‌توانید بدون گاز، مجتمع پتروشیمی و یا کارخانه فولاد بزنید؟! اصلاً معنی ندارد‍! دوم این که خود نیروگاه‌های ایرانشهر، زاهدان و ... کارخانه‌های سیمان و ... هم با وجود گاز در منطقه معنا پیدا می‌کنند، مضافاً بر این که در چنین جاهایی، به خاطر وجود گاز طبیعی، احتمال این که کارگاه‌ها و کارخانه‌های کوچک صنعتی زده شود، خیلی زیاد است. بنابراین، گاز هم توانمندی می‌آورد و هم کار ایجاد می‌کند.
مطلب دیگری که ما در این استان مطرح کردیم، آموزش هزار نفر در استان است. یعنی با جهاد و فنی- حرفه‌ای آنجا قراردادی بسته‌ایم که بر مبنای آن، حرفه‌ای مانند لوله‌کشی، جوشکاری و نقشه‌برداری و .... تعریف کرده‌ایم که در آینده به درد می‌خورد، به این صورت که بر مبنای قرارداد منعقده و با رویکرد مسئولیت‌های اجتماعی این شرکت، در سه نقطه زابل، زاهدان و ایرانشهر افراد را برای دوره آموزشی ثبت‌نام کنید و آموزش دهید، آنگاه ۸۰ درصد پول آنان را ما (شرکت گاز) می‌پردازیم.
معنی و پیامد این کار این است که ما تا یک‌سال دیگر، هزار آدم فنی در این استان داریم که هر پیمان‌کاری که بخواهد آنجا کار کند و  به شرکت‌ها و خانه‌های مردم گازرسانی کند، به دست توانای خود زاهدانی‌ها انجام می‌شود.
این کار در رابطه با مسئولیت‌های اجتماعی کار ماست؛ یعنی CSR ماست؛ هم توانمند کرده‌ایم و هم کار ایجاد کردیم، هم کارخانه‌ها را راه انداختیم، هم به آنها ماهیگیری را یاد داده‌ایم.
به بحث محرومیت‌زدایی اشاره کردید، الآن یک انشعاب با هزینه لوله‌کشی داخل کمتر از یک میلیون تومان نیست؟ آیا چنین هزینه‌ای برای مردم این استان سنگین نیست؟
بعید می‌دانم! هزینه نصب علمک که با ماست، فقط می‌ماند حق انشعاب که در تهران حدود ۲۰۰ هزار تومان و در شهرستان‌ها بسیار کمتر از این رقم است. اگر منظورتان این است که با این رقم‌ها، محرومیت‌زدایی نمی‌شود، باید بگویم که رقم بسیار ناچیز است شاید حدود ۱۰۰ هزار تومان. اصلاً قابل مقایسه با نیروگاه‌ها و وزارت نیرو و ... نیست.
به نظر شما، دلیل موفق نبودن پروژه گازرسانی به زاهدان در سال‌های گذشته چه بوده است؟
در یک کلام، نبودن پول و منابع مالی! این دو مورد دلیل به عقب افتادن پروژه گازرسانی به زاهدان شده چون این پروژه به منابع بسیار بزرگی نیاز داشته که از عهده کارفرمایان خارج بوده است.
چرا همین کاری که شما کردید را نکردند؟
چون آن زمان بند «ق» نبود! بند «ق» که بسیار مهم بود، به ما کمک کرد تا بتوانیم این طرح را توجیه اقتصادی کنیم؛ یعنی که می‌توانیم از محل جایگزینی نیروگاه‌ها، به منبع مالی مورد نظر دست پیدا کنیم.
جدای از این که نیروگاه‌های زاهدان، چابهار و ایرانشهر در این پروژه، گازدار می‌شوند، قاچاق سوخت هم به یک طرف که خود داستانی جدا دارد! وقتی که گاز به این شهرها برسد، دیگر مساله قاچاق سوخت هم منتفی می‌شود. چون گاز را که نمی‌توان قاچاق کرد. یعنی این کار، منافع پشت پرده زیادی هم داشته است.
اگر واقعاً مشکل منابع مالی بود، خوب طی این سال‌ها خط لوله هفتم که برای پاکستان در نظر گرفته شده بود را ساختیم و هزینه کردیم، در حالی که طرف مقابل هیچ اقدامی در این زمینه انجام نداده بود. ما می‌توانستیم آن پروژه را نگاه داریم و به گازرسانی به سیستان برسیم. یعنی به نظر من، بهتر است بگوییم در برهه‌های متفاوتی از زمان، منابع مالی بود ولی مدیریت درستی وجود نداشت تا از این منابع به نحو احسن استفاده کند.
اگر خط هفتم اجرا نمی‌شد، خیلی اتفاق‌ها نمی‌افتاد. چراکه همین الآن هم بدهکار خط هفتم به صندوق توسعه ملی هستیم، چون گفتیم گاز صادر می‌کنیم و پول آن را به شما می‌دهیم. گازی صادر نشد و طبیعتاً پولی هم در میان نبود. با این توجیه، خط هفتم اجرا شد.
این خط زمانی که اجرا شد، دو هدف داشت؛ یکی گازرسانی به سیستان و بلوچستان چون به چابهار می‌رفت و یکی هم گازرسانی به پاکستان. پس از اجرا، برای مدتی هم آن بخشی که به زاهدان می‌رفت، متوقف شد و هم قسمتی که قرار بود به چابهار و سپس پاکستان برود.
گازرسانی به زاهدان این پروژه با بند «ق» توجیه پیدا کرد که ما گفتیم این گاز را به زاهدان می‌بریم و سوختی را که نیروگاه زاهدان استفاده می‌کند به فروش می‌رسانیم تا بتوانیم بدهی خود را صاف کنیم. ولی الآن دولت آمده چابهار، مکران، پتروشیمی‌ها، فولاد و ... را مطرح کرده و این در واقع، یعنی توجیه اقتصادی این طرف.
بنابراین اگر خط هفتم اجرا نمی‌شد، الآن به چابهار و زاهدان هم نمی‌توانستیم گاز بدهیم. بنابراین، این که می‌گویند مدیریت نبوده، خیلی هم درست نیست و شاید ...
اگر شما در آن مقطع مدیر بودید، این خط لوله را به همین صورت برای پاکستان ادامه می‌دادید؟ چون این خط لوله اصلاً برای پاکستان تعریف شده بود.
خوب الآن تکه آخر خط لوله که باید به پاکستان برسد، هنوز اجرا نشده و منتظریم پاکستانی‌ها قدمی بردارند. اصل بر این بوده که پاکستانی‌ها گاز را می‌برند.
چون یکی از اهداف شرکت ملی گاز ایران، از این به بعد، همین ورود به بازارهای همسایه است. با قیمت منطقی و توجیه اقتصادی. مثلاً ما الآن آماده صادرات گاز به عراق شده‌ایم ولی تا تضمین مالی نگیریم، گازی هم صادر نمی‌کنیم.
در مورد پاکستان هم همین است. پاکستانی‌ها برای توجیه کار خود، دو دلیل دارند: یکی این که ما پول نداریم که این تکه از خط را اجرا کنیم، یک دلیل هم، دلیل سیاسی است که می‌گویند چون در تحریم هستید، ما نمی‌توانیم با شما کار کنیم که البته این، بیشتر توجیه است. چراکه پاکستان به گاز ایران نیاز دارد.
به نظر من، گذشته‌ها را باید کنار گذاشت و تنها به این مساله بسنده کرد که قولی که به مردم زاهدان دادیم، باید هرچه زودتر عملی شود و در حال حاضر، خوشحالیم که توانستیم به قول خود عمل کنیم و زاهدان را گازدار کنیم. یعنی از این به بعد، گاز در زاهدان حضور پیدا کرد و بعد از آن، خاش، زابل، چابهار و .... را داریم.
قرارداد خط ایرانشهر به چابهار چگونه است و چه زمانی اجرایی خواهد شد؟
همزمان که انشاءالله زاهدان افتتاح شود، پروژه خط ایرانشهر به چابهار که به صورت BOT است نیز کلنگ‌زنی خواهد شد. قرارداد آن آماده شده، پیمانکار هم گرفته و ۳۰ کیلومتر هم به پیمانکار خط داده شده تا کار را شروع کند.
آقای مهندس! به آخر سال نزدیک شده‌ایم. بهترین و مهم‌ترین اتفاق گازی که در سال ۹۵ رخ داد، از نظر شما چه بود؟
در این سال، سه مساله مهم اتفاق افتاد؛ در واقع، ۵۰ سالگی نقطه عطفی بود برای این که نشان دهد صنعت گاز ۵۰ ساله و در واقع، پخته شده است. در این سال چند کار مهم انجام شد؛
۱- ما تمام ایستگاه‌های خط هشتم را تمام کردیم. کار بسیار بزرگی بود و بر همین اساس، تا ۷ الی ۸ روز آینده، با حضور دکتر جهانگیری، معاون اول رییس‌جمهوری این ایستگاه‌ها افتتاح خواهند شد. همزمان، ۵ ایستگاه تقویت‌فشار جدید و ۵ ایستگاه تقویت‌فشار سال گذشته، ۷ الی 10 تک‌توربوکمپرسور تکمیل ایستگاه‌های سال گذشته نیز برای افتتاح وجود دارد و اگر تکمیل ایستگاه‌های خط هشتم نبود، ما امسال نمی‌توانستیم مدعی شویم که به رغم آن که همه کشور زیر صفر است، ما در هیچ کجا، مشکل قطعی گاز و یا افت فشار نداریم.
همه این‌ها به خاطر این ایستگاه‌ها بود تا بتوانیم به راحتی گاز را وارد کشور کرده و آن را بین مردم، توزیع کنیم. همان ایستگاه‌های تکمیل همدان و بیجار، کرمانشاه و کردستان را نجات داد، یا خط ایستگاه ۵۶ اینچ خط دهکلان- بیستون- کرمانشاه بود که باعث شده فشار گاز در غرب کشور کاملاً بالا باشد. در غیر این صورت، گاز کرمانشاه قطع می‌شد.
این‌ها همه کارهای مهمی بود ولی مهم‌ترین کار از نظر من، ایجاد امنیت گازی در کشور است. اگر این کارها انجام نمی‌شد، نمی‌توانستیم قطعی گاز در مثلاً پالایشگاه ایلام را سریع به حالت عادی بازگردانیم. در حالی که اگر پارسال بود، قطعاً بایستی ایلام قطع می‌شد و می‌ماند.
یکی دیگر از کارهای مهم پروژه‌ای، همین بحث خط زاهدان است که بسیار بزرگ و سنگین بود. زمان خیلی دقیق بود. همه به این مساله اذعان داشتند.
یکی دیگر از کارهایی که به خوبی انجام شد و ما را نجات داد، پروژه رشت- سنگر بود. پروژه بسیار سخت که اول سال آن را تعریف کردیم، با فرض این که ترکمنستان ممکن است گاز ما را قطع کند، این خط لوله می‌تواند به ما کمک کند که با زمان‌بندی فشرده‌ای، آن را به اتمام برسانیم. ۱۵ آذر را برای افتتاح گذاشته بودیم که ۱۵ روز جلوتر، هوای سرد استان‌های شمالی، همه ما را غافلگیر کرد و موجب شد یک روز گاز این استان‌ها قطع شود؛ تازه آن موقع، گاز ترکمنستان را هم داشتیم.
ولی بعد از این که این خط وارد سرویس شد، ترکمنستان را هم نداشتیم، هوا سردتر هم شد ولی هیچ کجا قطعی گاز نداشتیم.
ایستگاه دشت هم یکی دیگر از کارهای خوب و مهم امسال بود که با ایستگاه ۱۰ از طرف سمنان و ایستگاه رامسر از طرف رشت که بسیار مؤثر بود، به کمک مازندران آمد. اگر این خط‌های کمکی نبودند، ما حتماً امسال با مشکل مواجه می‌شدیم.
مورد بعدی، مساله گازرسانی به روستاهای کشور بود که بالای ۳۰۰۰ روستا به بهره‌برداری رسید و بر اساس آمار ارایه‌شده، هر روز هم قرار است ۱۵ روستا افتتاح ‌شود؛ بدین ترتیب، تا آخر، سال حدود ۷۰۰ الی ۸۰۰ روستای دیگر را گازرسانی می‌کنیم. این‌ها شاخص‌های کارهایی بوده که انجام شده ولی مهم‌ترین آن، امنیت انرژی در کشور است.
نقش شما در این موفقیت‌ها چه بوده است؟
هیچ! نقشی که من داشتم، تنها در خصوص اعتماد کارکنان به من و بالعکس بوده است. به باور من، مدیر اگر بتواند رابطه خود را با همکارانش به گونه‌ای تنظیم کند که اعتماد آنها را به سوی خود جلب کند، دیگر نیازی نیست خودش کار زیادی انجام دهد. چون کسانی که به این مدیریت اعتماد می‌کنند و احساس می‌کنند که مدیر پشت آنهاست، آنچه در توان دارند در طبق اخلاص می‌گذارند و کار را انجام می‌دهند. قرار نیست مدیر مورد به مورد کارها را تذکر دهد.
مدیر باید اعتماد ایجاد کند، افراد شایسته را به کار گمارد، ارشدیت و مرشدیت را رعایت کند و ... اگر مدیر این کارها را انجام دهد، دیگر اعضای سازمان، خود می‌دانند که باید چه کاری را انجام دهند.
بچه‌های ما خلاقیت‌های زیادی چه در پالایشگاه، چه در خط لوله، چه در گازرسانی و ... از خود نشان داده‌اند. اگر این خلاقیت‌ها، نوآوری‌ها، ریسک‌ها، انگیزه‌ها و .... نبود، امکان نداشت بتوانیم در شرایط بهینه امروز قرار گیریم که بگوییم امنیت انرژی در کشور وجود دارد.
آقای مهندس! آیا در بحث سیستان و گازرسانی به زاهدان مشخص شده که تا چه حد صرفه اقتصادی برای کشور به همراه دارد؟
بله. در توجیه اقتصادی که ما برای شورای اقتصاد بردیم، همه این‌ها منظور شده بود. چون شورای اقتصاد تا آن توجیه اقتصادی را نداشته باشد، مجوز نمی‌دهد. در این بین، روی خط زاهدان، چند روستای کوچک هم قرار دارد که گازرسانی می‌شود، بعد خط زابل برای اجرایی شدن، در حال طراحی است و سپس خاش و کنارک و در بین این‌ها اگر روستاهای کوچک هم باشند، از نعمت گاز بهره‌مند می‌شوند.
به هرحال، صرفه اقتصادی این طرح بسیار بالاست، در غیر این صورت، امکان عملی‌شدن نداشت.
... و به عنوان آخرین مورد، توانمندسازی کردن نیروهای انسانی با آموزش فنی یکساله که قرار است در زاهدان پا بگیرد، یکی دیگر از مهم‌ترین کارهای سال ۹۵ محسوب می‌شود.
آقای عراقی، با توجه به این که سهم گاز در سبد انرژی روز به روز بیشتر می‌شود و اکنون به حدود ۷۰ درصد رسیده و به نظر می‌رسد در حال گرفتن جای و جایگاه نفت در این سبد است و با توجه به این که متأسفانه در حال حاضر، بسیاری از کارشناسان باتجربه بر این اعتقادند که شاید اگر نفت نداشتیم، وضعیت اقتصادی به مراتب بهتری داشتیم، به نظر شما چه باید کرد تاگاز هم به سرنوشت نفت دچار نشود؟
تفاوتی که نفت با گاز دارد، دو تفاوت ماهیتی است؛ به این معنی که ما نفت را می‌فروختیم و اقتصاد ما متکی به نفت بود ولی در حال حاضر، اقتصاد ما مبتنی بر گاز است. یعنی گاز در زندگی، تولید و در توسعه اقتصادی مردم حضور دارد. ولی نفت حضور نداشت، بلکه صادر و پول آن واریز می‌شد.
شاید به همین دلیل بود که این پول بادآورده هم ما را تنبل کرد و هم خوب استفاده نشد! در این پنجاه سالی که از عمر نفت و گاز می‌گذرد، چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، ما نتوانستیم مثل دیگر کشورها این پول را در جایی، در صندوقی به امانت بگذاریم و آن را به تولید، صنعت، انتقال تکنولوژی، سرمایه‌گذاری‌های روی زمین و ... تزریق کنیم. هر کسی از آن استفاده‌ای را که می‌خواست، کرد! ولی گاز عملاً در داخل اقتصاد و رفاه مردم است. گاز نمی‌تواند حضور نداشته باشد.
من معتقدم گاز نباشد، اصلاً اقتصاد حرکت نمی‌کند، ولی در مورد نفت، ‌زمانی نفت کم صادر می‌کردیم، زیاد صادر می‌کردیم بالاخره کم و زیاد می‌شد، ولی گاز را نمی‌توانید به مردم، کارخانه‌ها، نیروگاه‌ها و ... ندهید. بنابراین گاز به طور کلی در زندگی، تولید، رفاه و اقتصاد مردم حضور دارد. یعنی شما وقتی یک جایی را گازرسانی می‌کنید، خود به خود در آن‌جا توسعه اقتصادی ایجاد می‌شود. کارخانه‌های کوچک و بزرگ صنعتی و ... با علم به حضور گاز در این منطقه، به آنجا راه پیدا می‌کنند.
اما پاسخ شما؛ برای این که تبدیل به داستان نفت نشویم، اگر می‌خواهیم در ۵۰ سال آینده به این سرنوشت دچار نشویم، به نظر من، باید از هم‌اکنون مسیر صرفه‌جویی را طی کنیم، هم بهینه مصرف کنیم، هم به آن چهار محور؛ قیمت، فرهنگ، تکنولوژی و قانون که به آنها باور دارم، تعهد داشته باشیم. یعنی کاری کنیم که فکر کنیم گاز نداریم!
این امر باعث می‌شود که سراغ انرژی‌های دیگر هم برویم. انرژی‌های نو را هم شروع کنیم. نگذاریم به یکباره چند سال دیگر که گاز تمام شد، به سراغ تکنولوژی انرژی‌های نو رفته و آن را از دیگران بخریم که آن زمان، نمی‌توانیم! بنابراین الآن که گاز هم ارزآور است و هم به تولید و هم به رفاه مردم کمک می‌کند، باید اقدام کنیم.
شما بر این باور هستید که گاز برای ما پایه اقتصاد است. حال اگر اتفاقی برای تولید گاز بیفتد، با این حجم از وابستگی، که نقشی مؤثر در زندگی مردم دارد، چه می‌کنید؟
ببینید، شبکه‌های گاز باید یک تاب‌آوری داشته باشند. تاب‌آوری آن هم به نحوی است که اگر اتفاقی افتاد باید تا مدتی بتواند خود را نگاه‌ دارد و .....
خوب، منظور همین است که با این وابستگی شدید سبد انرژی به گاز، قرار است چه بکنیم؟
خوب، هیچ کجای دنیا همه سبد انرژی خود را در یک کاسه نمی‌گذارند و یا به قول معروف، همه تخم‌مرغ‌های خود را در یک سبد نمی‌گذارند. ولی در حال حاضر، به دلیل این که شما یک مخزن مشترک دارید که اگر از آن برداشت نکنید، دیگران برداشت می‌کنند، یعنی عملاً پول و ثروت شما را برداشت می‌کنند، چاره دیگری جز برداشت ندارید! یعنی شما هم راهی ندارید مگر این که از این مخزن مشترک، بیشترین سهم را داشته باشید.
ولی اگر اتفاقی بیفتد، ما اصل را بر این گذاشتیم که هرجایی که می‌توانیم و مخازن گازی داریم، هم اکتشاف کنیم و هم پالایشگاه بسازیم و هم این که شبکه‌های خود را با اتصالات جدید و خطوط جدید پایدار کنیم و هم ذخیره‌سازی را در همه جای کشور توسعه دهیم.
به نظر شما، این وابستگی شدید کشور به انرژی گاز، آیا خطرناک نیست؟
حرف شما درست است! اگر بحث جایگزینی گاز با گاز را بکنیم که می‌تواند در برخی اوقات، چاره‌ساز نباشد. پس پرسش این می‌شود که اگر گاز نباشد، باید چه کرد؟
شما سه راه حل دارید؛ یکی باید از سوخت میان‌تقطیر استفاده کنید، یعنی  LPG، نفت یا گازوئیل یا مازوت! این را که رد می‌کنیم، چون اصولاً نقض غرض است. ما داریم گاز طبیعی را می‌آوریم که جایگزین آنها کنیم. پس می‌گویم بهتر است که فعلاً دوسوخته باشند که اگر یک موقع گاز قطع شد، مثل نیروگاه‌ها، بعداً به سراغ آنها برویم ولی عاقلانه نیست که ما گاز طبیعی را مصرف کنیم و مازوت و گازوئیل را به دو الی سه برابر قیمت صادر کنیم. یعنی ما الآن این‌ها را با دو الی سه برابر قیمت صادر و به جای آن، گاز مصرف می‌کنیم. گاز از کجا می‌آید؟ از مخزن مشترک پارس جنوبی که اگر مصرف نکنیم، طرف مقابل مصرف می‌کند!
خوب! سراغ انرژی‌های دیگر مثل برق می‌رویم که آن هم گاز مصرف می‌کند، یعنی نیروگاه‌های برق هم گاز مصرف می‌کنند. پس این هم رد است. پس منظور اصلی ما این است که میزان وابستگی به گاز کم شود و سراغ دیگر انرژی‌ها برویم.
اما، بحث عمیق‌تر این مساله این است که اصلاً بیاییم بحث انرژی را در کشور چندجانبه کنیم و به سراغ سوخت‌های نو برویم. الآن گفتم که منطق حکم می‌کند از هم‌اکنون باید در باره انرژی‌های مختلف از قبیل انرژی بادی، خورشیدی، زمین‌گرمایی، ژئوترمال و ... فکر کنیم و تکنولوژی‌های آنها را فراگیریم.
آخرین وضعیت صادرات گاز ایران به عراق
ما آماده‌ایم که گاز را به عراق صادر کنیم. فقط منتظریم که آنها نیز به هر لحاظ، اعلام آمادگی کنند.
شما چندبار اعلام کردید که همین روزها شیر گاز باز می‌شود پس چرا ....
خوب، چه کنیم؟ شما جای ما باشید، چه می‌کنید؟ تا پول را دریافت نکنیم، نمی‌توانیم شیر گاز را باز ‌کنیم. باید از دریافت پول مطمئن شویم. ما باید پول را از آنها بگیریم و به پیمانکار خود بدهیم. باید فرآیند درستی برقرار شود که مطمئن باشیم پول گاز ارسالی ما، بازمی‌گردد. ما نمی‌توانیم بدون پول به کسی گاز بدهیم. مال ما نیست! تازه جریمه دیرکرد آن را باید به پیمانکار هم بدهیم.
به نظر شما، سخت‌ترین مذاکرات شما با چه کسانی بوده است؟
مذاکرات زیادی نداشتیم ولی به نظر من، سخت‌ترین مذاکرات با کسانی است که نمی‌خواهند حرف‌ها را بپذیرند و در واقع، از قبل، تصمیم خود راگرفته‌اند. مثل ترکمن‌گاز که خودش فهمیده اشتباه بزرگی کرده و در حال حاضر هم خیلی تلاش می‌کند که دوباره صادرات گاز به ایران را از سر بگیرد.
در خصوص جهرم و اتفاقی که افتاد، توضیح کوتاهی می‌دهید؟
واقعاً یک شاهکار بود. همه به این مساله اذعان داشتند و حتی معاون رییس‌جمهوری نیز بارها بر این نکته تأکید کرد که بحث جهرم یک شاهکار به تمام معنا بود.
کاری که اصلاً مربوط به ما نبود و سیل خط لوله و خط رودخانه را برده و گاز شهر قطع شده بود را شرکت گاز موفق شد در عرض کمتر از ۲۰ ساعت، گاز تمام شهر را وصل کند. ما برای این کار، شبانه لوله‌ها را از شیراز به جهرم فرستادیم و ۶۰ گروه ۳ نفره، یعنی ۱۸۰ نفر تا بعد از اذان صبح، گاز مردم و تمام بیمارستان‌ها و ... را وصل کردند.
به عنوان آخرین پرسش، آقای مهندس! چه خاطره خوب و بدی از سالی که در ماه آخر آن به سر می‌بریم، دارید؟
هر روزی که به شرکت ملی گاز ایران وارد می‌شوم و می‌بینم اتفاق حادی نیفتاده، پروژه‌ها به موقع جلو می‌روند و مردم در رفاه و آسایش هستند، برای من خاطره خوب است.
ولی روزی که وارد شرکت می‌شوم و می‌بینم اتفاقی افتاده و احتمال دارد، گاز مردم قطع شود، یکی از صنایع نتواند گاز مصرف کند و یا مجبور به محدودکردن نیروگاه‌ها در مصرف گاز شویم، به من فشار وارد می‌آید و ناراحت می‌شوم.

روابط عمومی شرکت ملی گاز ایران
خبرنگار: سهیلا زمانی

تاریخ به روز رسانی:.1395/12/16 دوشنبه


مجری سایت : شرکت سیگما