صفحه اصلی > خبرها 


نسخه چاپي

مدیرعامل سابق شرکت ملی گاز ایران در مراسم تودیع خود:

تفکر واژگون، خلاقیت در فکر و جرأت ابراز عقیده راهی برای رسیدن به سازمانی پویاتر و متعهدتر

در نگرش جدید مدیریتی، مهم‌تر از اعتمادسازی و فرآیندسازی، استفاده از تفکر واژگون که روشی بسیار جدید و نو است، ملاک مدیریتی قرار می‌گیرد، این امر بدین معنی است که دیگر ویژگی یک نفر چندان ملاک نیست، بلکه ویژگی افرادی که با این مدیر کار می‌کنند، اهمیت بیشتری دارد و این در نوع خود، بسیار جالب و آموختنی است.

به گزارش روابط عمومی شرکت ملی گاز ایران، مهندس حمیدرضا عراقی، مدیرعامل سابق این شرکت در مراسم تودیع خود که با حضور جمعی از مدیران عامل اسبق شرکت ملی گاز ایران، مدیران و مسئولان ارشد و نخبگان صنعت نفت و گاز، اعضای بازنشسته و کنونی هیأت‌مدیره این شرکت و برخی از مدیران ارشد بخش خصوصی، عصر روز چهارشنبه ۲۸ آذرماه در سالن شهید رجایی ستاد شرکت ملی گاز برگزار شد، با بیان این مطلب، اظهار داشت: این تئوری که شاید تاکنون کمتر به آن پرداخته شده و در اکثر دانشگاه‌‌های به‌روز دنیا روی آن کار می‌شود، بر این تأکید دارد که مدیریت و رهبری را از نگاه کسانی که مقابل مدیریت و رهبری هستند، بنگرند؛ یعنی بررسی می‌کنند کسانی که در این سازمان با این مدیر کار می‌کنند، چه ویژگی‌هایی دارند؛ از آن‌جا می‌فهمند که یک مدیر یا رهبر، چگونه مدیر و رهبری است.

وی در ادامه افزود: معمولاً وقتی می‌خواهند یک رهبر، یک مدیر و یا یک سازمان را تعریف کنند، ویژگی‌های وی را می‌گویند و یا عملکردهای وی را ارزیابی می‌کنند، اما در این نظام جدید، تعریفی که از مدیریت و رهبری دارند، آن است که آیا می‌توان خصایصی را به آن‌ها آموخت و یا این خصایص، ذاتی، طبیعی و یک هنر است.

مهندس عراقی با بیان این که امروزه بیشتر روی سطح چهارم و پنجم رهبری تأکید می‌شود، تصریح کرد: در این نگرش بسیار جدید که تفکر واژگون نامیده می‌شود، افراد به ۴ دسته تقسیم می‌شوند: گروه اول گروهی هستند که بدون دانستن هدف و فرآیند مورد نظر، با یک مدیر یا رهبر کار می‌کنند، یعنی سمعاً و طاعتاً مطیع هستند! گروه دیگر کسانی هستند که بدون استثنا با همه چیز؛ هدف، استراتژی و ... مخالفند و در واقع، ساز مخالف‌شان همیشه کوک است! دسته سوم کسانی هستند که کلاً بی‌تفاوتند و کاری به دسته و گروه و هدف و ... ندارند، تنها می‌خواهند حقوقی داشته و بدون کوچک‌ترین چالشی به کار خود ادامه دهند.

وی در ادامه توضیح داد: و اما، گروه چهارم، گروهی هستند که در هدف مشترک و در استراتژی صاحب‌نظرند؛ فکر می‌کنند، بحث می‌کنند، اعتراض می‌کنند، مخالفت و یا موافقت می‌کنند اما به هدف اصلی متعهدند. یعنی اخلاق حرفه‌ای دارند و با تمام وجود در جهت هدف سازمان تلاش می‌کنند، به همه چیز با دیده انتقاد می‌نگرند، اما با تمام توان در جهت رسیدن سازمان به هدف خود، تلاش می‌کنند. فضای سازمان برای این افراد به‌گونه‌ای است که به آن‌ها امکان می‌دهد تا حرف بزنند و اظهار نظر کنند. 

من فقط هدایت‌کننده بودم!

به گفته مدیرعامل سابق شرکت ملی گاز ایران، تحلیل نهایی این چهار گروه در جهت این که کدام سازمان پایدارتر، پویاتر و خلاق‌تر است، نشان می‌دهد که تنها گروه چهارم است که می‌تواند با تفکر واژگون و خلاقیت در فکر و جرأت ابراز عقیده، سازمانی پویاتر و متعهدتر را برای افرادش به ارمغان بیاورد.

وی ادامه می‌دهد: در سازمانی که همه فقط مدیر را تأیید کنند، حتماً موفقیتی در کار نیست، ضمن آن که ساز مخالف زدن در هر گام نیز نمی‌تواند موفقیتی برای سازمان به ارمغان بیاورد و همچنین در سازمانی که تعهد بالا نیست و همه فقط تماشاچی هستند و نسبت به سازمان بی‌تفاوت، باز هم موفقیتی در کار نیست. موفقیت در سازمانی رخ می‌نمایاند که همه توان اظهار نظر و انتقاد داشته باشند.

معاون سابق وزیر نفت در امور گاز با بیان این که به واقع، چنین فضایی بر شرکت ملی گاز ایران حاکم بود، گفت: به همین دلیل این شرکت توانست تا این حد خود را بالا بکشد که رییس‌جمهوری بارها این شرکت را افتخار ملت و دولت بنامد. شرکت گاز بدون دلیل نمی‌تواند این همه حجم از کار با کیفیت بالا، پروژه‌های انجام شده و .... را بگذراند و امروز رییس صنف پیمان‌کارانش بگوید که صورت‌وضعیت‌های ما به روز است!

مهندس عراقی در ادامه افزود: این فرآیندها را من درست نکردم، بلکه بودند افرادی که نظر دادند، انتقاد کردند و در نهایت فرایندسازی کردند! این‌ها ارزشمند است. این‌ها ارزش‌های شرکت ملی گاز ایران است. توانمندسازی و فرآیندسازی. فضایی بوده که شرکت ملی گاز ایران ایجاد کرده تا توانسته اعتماد مردم را جلب کند.

به گفته مهندس عراقی، در این شرکت به شهادت هیأت‌مدیره و اعضای شورای مدیران، فضای انتقاد و اعتراض همیشه وجود داشته که شرکت توانسته به این نقطه برسد و این کار من به تنهایی نبود، من فقط هدایت‌کننده بودم.

تئوری سه پنجره!

وی در ادامه با اشاره به این که تئوری بعدی را من به نام تئوری سه پنجره می‌نامم؛ اظهار داشت: در کتاب «خوب، تا عالی» جیمز کالینز، پس از تعریف مدیران در چهار سطح، مدیر سطح پنجمی معرفی می‌شود که علاوه بر خصایص مدیریتی، قابلیت‌های ویژه دیگری دارد که مثلاً پس از رسیدن به یک موفقیت، در پاسخ به چرایی آن، پنجره را باز می‌کند، کارمندان و مدیران خود را نشان داده و می‌گوید، این‌ها عامل موفقیت سازمان هستند و این در حالی است که زمانی که با شکستی روبرو می‌شود، جلوی آینه ایستاده و برای علت شکست، به خود درون آینه اشاره می‌کند.

مهندس عراقی با بیان این که در شرکت ملی گاز ایران نیز دقیقاً همین‌طور است، گفت: این‌ها مدیران سطح پنجم هستند. یادمان باشد موفقیت از آن یک نفر نیست و برای همه است.

وی پنجره دوم را مربوط به پنجره شکسته‌ای خواند که اگر به آن توجه نشود، افراد باغرض به آن دامن زده و تعداد پنجره‌های شکسته روز به روز بیشتر می‌شود و گفت: این امر بدین معنا است که اگر در سازمانی خلافی هرچقدر کوچک هم، جلویش گرفته نشود، خلاف‌های بعدی را به دنبال خود دارد. اگر شما جلوی اولین خطا، اولین فساد و ... را نگیرید، به مرور شاهد ازدیاد آن در سازمان و یا شرکت خواهید شد که مسلماً نهایت این راه، سقوط است.

مهندس عراقی در پایان، سومین پنجره را، پنجره ذهن خود شخص خواند و با بیان این که باید آن را همیشه باز گذاشت، خاطرنشان کرد: باید ذهن خود را باز بگذاریم تا این پنجره شکسته را ببینیم. چون به نظر من، این ذهن انسان‌هاست که انسان را خطاکار، فاسد و ... می‌کند. اولین شکست سازمان آن است که فکر کنید موفق هستید و برترین!

آلبوم تصاویر

 

 

 

 

 

  • تاریخ درج خبر :
  • 1397/10/01 - ١٥:١٢
  • تاریخ بروز رسانی خبر :
  • تعداد بازدید خبر :
  • 1119